Sometag Sometag

Some Social Media Adventures

سبک ایرانی'in Instagram sabke_iranii Hesabındaki Resimleri

سبک ایرانی'in Instagram sabke_iranii Hesabındaki Resimleri

سبک ایرانی

@sabke_iranii

سبک ایرانی'in Instagram sabke_iranii hesabında en son paylaştığı resimlerini listeyeyebilirsiniz.

Sponsered Ads

sabke_iranii'in Resmi: پاره ی تن جان،
قبل از هر نصیحت،توصیه و حرفی باید بدانی که تو زاده ی عشقی....
نه وسیله ای برای بقای

پاره ی تن جان، قبل از هر نصیحت،توصیه و حرفی باید بدانی که تو زاده ی عشقی.... نه وسیله ای برای بقای نسل، و نه بهانه ای برای بستنِ دهانِ آشنا و فامیل.. راستش را بخواهی ترسیدیم عشقمان بی وارث بماند، حیفمان آمد در روزگار کهنسالی مان زمین را بی عشق رها کنیم، خاکِ بیچاره هم که گنجایش این همه علاقه را نداشت... قرعه ی فال به نام تو افتاد... و "تو" شالوده و نماینده ی این عشق در زمین شدی! پس پاره ی تن جان؛ به رسم امانت داری،بکوش تا عشق خاصیتِ تو باشد نه صرفاً رابطه ی خاصِ تو با آدم ها! #الناز_شهرکی

Share 11 701
sabke_iranii'in Resmi: - وقتی می گویم -زن-ها ،
منظورم واقعاً زن هاست..!
همان هایی که بینی و اَبرو و لب و چانه و...
همه اش

- وقتی می گویم -زن-ها ، منظورم واقعاً زن هاست..! همان هایی که بینی و اَبرو و لب و چانه و... همه اش مالِ خودشان بوده از ابتدا! همان هایی که مغرور و خود شیفته نیستند اما ، به خلقتشان ، هرچه هست می بالند و خود را همانطور ساده و زیبا دوست می دارند.. همان هایی که می خواهند فقط شبیهِ خودشان -زن-باشند.. و نه شبیهِ هیچ زنِ دیگری... وقتی می گویم -زن-ها ، منظور همان هاییست که بویِ عطرِ نگاهِ پر از مهرشان از "کریستین دیور" و "کوکو شانل" هم ماندگار تراست... و لطافتِ دستِ یاری گرشان را هیچ لوسیونِ گران قیمتی یاد آور نمی شود.‌. زن هایی که آراسته اند.. اما بعد از شستنِ صورت هم هنوز می شود آنها را شناخت..! زن هایی که زیبا می پوشند اما در خیابان که راه می روند ، آبِ دهانِ شهوت پرستان به راه نمی افتد! زن هایی که در پیِ لوندی و دلبری نیستند ، اما جذابیتِ درونشان هر اهلِ دلی را به راه می آورد بعضی هاشان خانه می مانند و آب می شوند! بعضی هاشان بیرون می روند و نان می شوند! و من وقتی می گویم ؛ -زن-ها ، منظورم واقعاً همین زن هاست....

Share 8 648
sabke_iranii'in Resmi: یادمه حتی مدرسه‌ی بچمونم انتخاب کرده بودیم... توی اون چند سال همه‌ی اول مهرها هفت صبح دمه اون مدرسه

یادمه حتی مدرسه‌ی بچمونم انتخاب کرده بودیم... توی اون چند سال همه‌ی اول مهرها هفت صبح دمه اون مدرسه بودیم... میشستیم لب جدول به دخترای صورتی نگاه میکردیم. چند دفعه گفتم: بیا یه سالم بریم دمه مدرسه پسرونه ازکجا معلوم بچمون پسر نشه؟ هردفعه میگفت:من میدونم دختره... چرا اصن میشستیم دمِ مدرسه؟ کدوم مامان بابای دیوونه ای چندسال قبل ازدواج و بچه دار شدنشون میرن میشینن دم یه مدرسه کوفتی؟... فردا بالاخره پاییز میره مدرسه...یادته میگفتی ازچشمای من سیاه تر ندیدی؟ چشمای پاییز ازمن سیاه تره که... فردا روز اول مدرسه رفتنشه نمیدونم چیشد فقط میدونم به خودم که اومدم اونجا ثبت نام کرده بودمش... حتی نمیدونم چرا کفش و کیفش همونیه که باهم انتخاب کرده بودیم...میدونی چند ساعت گشتم تونستم شبیهشو واسه پاییز بخرم؟ میدونم صبح یه چیزی منو میکشه تو اون سوپری و صدای تو تو گوشم میگه ''شیر کاکائو و ویفر موزی هم یادت باشه بخریم واسش''... میترسم فردا دخترم بیاد خونه بگه:بغل دستیم کیف و کفشش کُپه من بود تازه اونم شیر کاکائو و ویفر موزی آورده بود راستی مامان اسم اونم پاییز بود... باباش گفته بود بشینه ردیف اول مگه ردیف اول چی داره که توام به من گفتی...؟

Share 2 450
sabke_iranii'in Resmi: حرف های زیادی روی دلم مانده است.
یعنی می شود ؛
با بهار بیایی و تمام دوستت دارم هایم 
روی صورتت شکوف

حرف های زیادی روی دلم مانده است. یعنی می شود ؛ با بهار بیایی و تمام دوستت دارم هایم روی صورتت شکوفه بزنند ؟! #سهیل_هدایتی

Share 5 573
sabke_iranii'in Resmi: من هرگز بلد نیستم معشوقه ی خوبی باشم 
چون معشوقه های خوب مدام ناخن هایشان را سوهان میکشند و با لاک

من هرگز بلد نیستم معشوقه ی خوبی باشم چون معشوقه های خوب مدام ناخن هایشان را سوهان میکشند و با لاک های رنگی تزئینشان میکنند ، حواسشان به پوست دستشان هست که مبادا زبر باشد و خشک من اما ناخن های یکی درمیان کوتاه و بلندم را هرگز سوهان نمیکشم، حتی گاهی که یکیشان میشکند خودم را لوس نمیکنم و ناراحت نمیشوم اضافه هایش را با ناخن گیر میگیرم و بی تفاوت منتظر بلند شدنش می مانم!! مثلأ فکر کن بلد نباشی جوری خط چشم بکشی که به صورتت بیاید ، فقط محض تنوع یک خط کج بیندازی پشت چشمت و ریملت را جوری بزنی که مژه هایت بهم بچسبد و حوصله نداشته باشی جدایشان کنی !! نگران ریزش مژه و ابروهایت نباشی ! راستی یک چیز مهمتر هم وجود دارد اصلأ شاید یکی از ویژگی های بارز معشوقه های خوب باکلاس بودن باشد لباس های اتو کشیده و روشن بپوشند ، آرام صحبت کنند ، آرام بخندند ! وقتی آفتاب افتاد توی چشمشان عینک بزنند و بعد که آفتاب رفت عینک را بگذارند روی موهای مرتب و صافشان !! نه مثل من که آفتاب را برای روشن تر شدن رنگ چشمانم دوست دارم و عینک های آفتابی أم گوشه ی خانه خاک میخورد من معشوقه ی خوبی نیستم چون حرف های عاشقانه أم کم و کسری زیاد دارد و خیلی چیزها همیشه کنج گلویم قایم میشود که شیشه ی خاص بودنم نشکند ! اصلأ خوب یا بد چه فرقی میکند ، خاصیت آدمها همین است ، بعضی ها بلد هستند معشوقه باشند بعضی ها نه !! اما نابلد ها ، هم خصوصیات مخصوص خودشان را دارند ، ذوق کودکانه و بیخیالی ، خنده های از ته دل و گریه های سریع...سورپرایزهای کوچک و بدون دلیل ، گاهی هم پرخاشگری های از سر دلتنگی و غم میدانم نابلد ها رفتارهای عجیبی دارند.... #نازنین_عابدین_پور

Share 9 553
sabke_iranii'in Resmi: توی کارش موفق بود!
عروس که شد، قید کار کردن را زد.
چهار گوشه ی کار را بوسید به کل خانه نشین شد.

گف

توی کارش موفق بود! عروس که شد، قید کار کردن را زد. چهار گوشه ی کار را بوسید به کل خانه نشین شد. گفت: "شوهرش دوست ندارد کار کند." گفت: "خیلی کیف دارد به خاطر کسی که دوستش داری، خانه نشین شوی، حتی اگر عاشق کارت باشی، حتی اگر توی خانه ماندن را دوست نداشته باشی." لبش می خندید چشمهایش اما نه... غم چشمهایش را نمی توانست قایم کند. این آخرها هر وقت می دیدمش توی خودش بود. دلم می خواست ازش بپرسم برای آدم ِ دیگری عوض شدن، چطور است؟ مزه دارد؟! بعد دیدم بهتر است آدمهای غمگین را سوال پیچ نکنم! چقدر خوب است یک نفر باشد آدم را همانطوری که هست دوست بدارد! قدش را ، وزنش را ، کارش را ، حتی دیوانه بازی هایش را ... #سامان_رضایی

Share 8 826
sabke_iranii'in Resmi: ما ته تغاریا
بیشـتر از بقیـه یِ بچـه ها، وابسته یِ مادر و پـدرامـون میشیم... ذره ذره پیـر شدنِ مادر

ما ته تغاریا بیشـتر از بقیـه یِ بچـه ها، وابسته یِ مادر و پـدرامـون میشیم... ذره ذره پیـر شدنِ مادرا و از کار افتادنِ پدرا رو می بینیم و جـونمون آروم آروم در میـره از تنمـون.... مریض شدنشونُ میبینیم و از پا می افتیم.... بیشتـر از بقیه دردِ "یکی یکی کم شدنِ آدما از کنارِ سفره" رو می فهمیـم بیشتر از بقیـه ترس از رفتن ها تنمـونُ می لرزونه... ما بچـه هایِ آخـر رفیـقِ پیری ها و لرزش های مادر، پدرامونُ شاهدِ روزایِ تنهاییشـونیم... ما ته تغـاریا زندگـیِ عجیبـی داریم قوی تـرین لـوس هایِ جهان و مستقل ترین وابستـه هایِ دنیاییـم.... برای ما جـدایی و واسه همیشـه رفتن، عروس و دومـاد شدن خیلی سخت تره چـون مدام نگـرانِ"خـونه ی بابا" بعد از خـودمونیم.... ما تـه تغاریا خیلی زودتر از بقیـه یِ بـچه ها"پیــر" میشیم یعنی دیدنِ پیـری مادر، پدرا پیـرمون میکنه.... #فاطمه_صابری_نیا

Share 11 843
sabke_iranii'in Resmi: مثلأ من 
مثل دختران فیلم های ایران قدیم
همیشه موهایم را میبافم
سرمه میکشم 
کمی سرخاب به لب هایم 
می

مثلأ من مثل دختران فیلم های ایران قدیم همیشه موهایم را میبافم سرمه میکشم کمی سرخاب به لب هایم میزنم... و چادر گلی به سر از کوچه ی شما رد میشوم... مثلأ تو مثل مردهای آن دوران سر کوچه ایستاده ای زنجیر بلندی را در هوا میچرخانی.. مرا برای چندمین بار میبینی عاشقم میشوی کلاهت را روی سرت صاف میکنی چند قدم جلو می آیی... اما حرفی نمیزنی.! مثلأ من میروم و پشت سرم را نگاه نمیکنم... تو همچنان ایستاده ای و به رفتنم نگاه میکنی! بعد از مدتی برای همیشه از آن محل میرویم..! مثلأ تو مثل حالا برای پیدا کردنم تلاشی نمیکنی... عاشقم نیستی... دلتنگم نمیشوی... و من هر روز منتظرم تا بیایی پیدایم کنی همه چیز را بگویی همه چیز را.. ‌ #نازنين_عابدين_پور

Share 3 608
sabke_iranii'in Resmi: من دختری هستم پیرو آزادی،
عاشق ریسک کردن،
بی پروا از حرف های خاله زنکِ در و همسایه! 
و تو پسری محتا

من دختری هستم پیرو آزادی، عاشق ریسک کردن، بی پروا از حرف های خاله زنکِ در و همسایه! و تو پسری محتاط، پیرو حرف های پدرت، آرام و منضبط! من دختری با خنده های بلند، کفش های پاشنه بلندِ قرمز، دامن های گلدارِ مخملی تو پسری با ظاهری آراسته و معقول، ریش های مرتب، پیراهن های ساده ی بی خط و نگاهِ آبیِ بی ریا! ما از دو جهانِ جدا، دو تفکرِ متفاوت، دو انسانِ کاملا دور از هم... بین ما باید تنفر زاییده می شد اما عشق حادثه ای است که خبر نمیکند #زهرا_مصلح

Share 7 683
sabke_iranii'in Resmi: اگر تنهام شاید واقعا تقصیر من نباشه...
هر کی به من رسید خسته بود,هر کی به من رسید سینماشو با یکی دی

اگر تنهام شاید واقعا تقصیر من نباشه... هر کی به من رسید خسته بود,هر کی به من رسید سینماشو با یکی دیگه رفته بود,توی بارون با یکی دیگه قدم زده بود, واسه یکی دیگه شعر خونده بود,یکی دیگه رو تا دانشگاه رسونده بود آدما منو دیر پیدا میکنن مثل روز اول مدرسه که داشت می اومد سمت من! یکی دیگه رفت بهش گفت:با من دوست میشی؟ من تکیه دادم به حیاط مدرسه و ساندویچ نون و پنیرمو گاز زدم میدونی,هر کی به من رسید...خسته بود,دیگه نایی نداشت واسه سینما و شهر بازی و دیوونه بازی زیر بارون... یاد گرفته بود بزرگ شه نه...تقصیر من نیست که تنهام,اگر اونی که بهم میرسید خسته نبود,حتما عاشقم میشد #ندا_پارسایی

Share 4 476
sabke_iranii'in Resmi: همه ي آدمها در برهه اي از زندگي شان 
در "آب نمك" خوابانده شده اند،
تا طرف مقابلشان 
با خيال راحت، ر

همه ي آدمها در برهه اي از زندگي شان در "آب نمك" خوابانده شده اند، تا طرف مقابلشان با خيال راحت، روشنفكرانه، زندگي اش را بكند و خيالش از طرف شما جمع باشد.. كه هميشه و همه جا، تحت هر شرايطي هستيد... نمك گير نشويد لطفاً چون از يك جايي به بعد ميگَنديد... #علي_قاضي_نظام

Share 8 885
sabke_iranii'in Resmi: آن روزها که بوتاکس حالت چشم هایمان را عوض نکرده بود
و عمل های جراحی گونه هایمان را برجسته و بینی ها

آن روزها که بوتاکس حالت چشم هایمان را عوض نکرده بود و عمل های جراحی گونه هایمان را برجسته و بینی هایمان را کوچک، و لب هایمان با ژل های موقتی پف نمی‌کرد آن روزها که ابرو و مژه و ناخن و سینه و موی مصنوعی نداشتیم؛ آدم های آرام تری بودیم وسواس زیباتر شدن نداشتیم خودمان بودیم و چشم هایمان وقتی زن زیبایی می دید سرشار از تحسین می شد نه تعجب ... آن روزها مردهایمان نه دغدغه بزرگ کردن عضله داشتند نه ابرو برمیداشتند نه گوشواره می انداختند نه عمل های زیبایی می کردند اما پای قول و قرارهاشان محکم تر می‌ایستادند سلیقه هاشان هم فرق داشت و تو آنقدر در مقابل اشتیاق نگاه مرد کنار دستی ات به صورت و بدن مصنوعی زن دیگر احساس حقارت نمی کردی... مردهایی که از دیدن این تغییرات در خانم های دیگر لذت می برند اما آن را برای همسر خود نمی خواهند... قبل تر ها چهره‌ها هویت داشت کاری نمی شود کرد موجی راه افتاده و خیلی ها دارند سوار این موج زیباتر و جذاب تر می شوند.... مخالف عمل های زیبایی نیستم اما هر جور فکر می کنم قبلترها از خودمان راضی‌تر بودیم انگار این روزها وسواس بیش از حد پیدا کرده ایم به ظاهرمان هر چه تلاش می کنیم باز در ظاهرمان یک نقطه ای هست که به نظرمان ناجور است و ما باید اصلاحش کنیم باطنمان هم که خیلی مهم نیست چون جلوی چشم نیست #پری_سا_زابلی_پور

Share 2 391
sabke_iranii'in Resmi: وقتی آن عینکِ با قاب مشکی را به چشم میزنی
موهایت را از زیرِ شال بیرون میریزی 
دستبند به دست میکنی

وقتی آن عینکِ با قاب مشکی را به چشم میزنی موهایت را از زیرِ شال بیرون میریزی دستبند به دست میکنی شلوارِ جین میپوشی بند کفش هایت را پشتِ ساق پا میبندی کیفِ سنتی کوچک را بر دوش میگذاری... یا وقتی آستینِ مانتو را تا میزنی، با دکمه ی مانتو بازی میکنی آهسته و شمرده قدم برمیداری وقتی که چند تار از موهایت، از زیرِ شال بیرون می آید به دستِ باد تکان میخورد روی چشم هایت می آید وقتی با دست کنارشان میزنی سرت را تکان میدهی لبخند میزنی... دلم میخواهد آن روز، هیچ مردی در خیابان نباشد که تو را ببیند !! #اميرمنصوری

Share 2 386
sabke_iranii'in Resmi: کوچکتر که بودیم
لای دفتر و کتاب هایمان اسم کسی که دوستش داشتیم را رمزی می نوشتیم با یک قلب درشت دور

کوچکتر که بودیم لای دفتر و کتاب هایمان اسم کسی که دوستش داشتیم را رمزی می نوشتیم با یک قلب درشت دورش! ننوشته هم پاکش می کردیم که مبادا بزرگترها ببینند و دست دلمان رو شود! خودش هم شاید هیچ وقت نمی فهمید که ته دلمان برایش قند آب می شود... بزرگتر که شدیم به روزتر هم شدیم! علایقمان واضح تر شد، فهمیدیم نوشتن اسمش دردی از ما دوا نمی کند! ارتباطات گسترده تر شد، پای این موبایل لعنتی به میان آمد که تمام آتش ها از گور این نیم وجبی بلند می شود! آنقدر پیش رفتیم که اول اسمش را پلاک کردیم و انداختیم دور گردنمان! بعضی ها شاید عکسش را هم پشت زمینه گوشی شان کرده باشند! کمی روشن فکر تر شدیم و پی بردیم که ای بابا می شود حتی به یکی هم قانع نشد و با یک دست چندتا هندوانه برداشت! از این جا بود که قید وجدان و تعهد و صداقت را زدیم و شدیم آنچه نباید می شدیم ... کاش مثل بچگی هایمان لای همان دفتر و کتاب ها اسمش را می نوشتیم و خودش هم هیچوقت نمی فهمید که دوستش داریم ... شاید هیچوقت به او نمی رسیدیم اما لااقل وجدانمان نمی مرد... راستی کاش این موبایل لعنتی نمی آمد و هنوز آن خلوت ها را داشتیم... آن خلوت های شیرین... #زهرا_سرکارراه

Share 32 763
sabke_iranii'in Resmi: تو از آن دختر هایِ مدرن بودی که عینک دودی اشان مارک فلان است و پولش خداتومن و شلوارِ جین ات را براد

تو از آن دختر هایِ مدرن بودی که عینک دودی اشان مارک فلان است و پولش خداتومن و شلوارِ جین ات را برادرت از هلند آورده و لوازم آرایشی ات را از ترکیه.... از همان هایی که کتاب هایِ روانشناسیِ خفن می خوانند و کتاب خانه اشان پر از کتاب هایِ زبانِ اصلی ست.... من اما از آن دخترهایِ گوگولی پسند و آس و پاس بودم که به زور یک چهارم از پولِ ماهیانه اشان می زنند و یک مانتویِ عتیقه از نگاهِ تو می خرند و با ذوق هر روزِ خدا توی دانشگاه می پوشند.... از همان هایی که دوست دارند تویِ خیابان آب طالبی سر بکشند و به چیزهایِ بی مزه قاه قاه بخندند... از همان هایی که تنها سلاحشان قهـر کردن است و تهِ بدجنسی اشان شکلک درآوردن پشتِ سرِ طرفِ مقابل.... همان هایی که دوستت دارند، دارند، دارند و نداشتنی در کار نیست، که ساده عاشقی میکنند، عشوه هایِ حرفه ای بلد نیستند و به اصطلاح خرِشان پیش احدی نمی رود.... اما تو از آن دختر هایِ مغـرور بودی که دلِ و دینِ مـرد ها را می برند و هرچه بیشتر ناز میکنند بیشتـر عزیز می شوند و من از آن دخترهایی که دلِ همه را می زنند با همیشه در دسترس بودن وخسته کننده اند از بس نگران و دلواپسند.... تو از آن دخترهایی بودی که دلِ همه را می برند و من از آن هایی که مـردشان را به دلبـرتر بودن هایِ تـو می بازند.... ما صاف و ساده هایِ بی شیله پیله و آس و پاس که جز دلمان هیچ چیزی برایِ در طَبَقِ اخلاص گذاشتن نداریم، همیشه باخته ایم به شما شیب دار های گل گلیِ پر زرق و برق که دل نمی دهید و خوب بلدید دلِ آدم هایی از جنسِ مـرد راچطور ببرید... کاش دنیا ما را ببخشد برایِ این همه بازنده بودنمان.... #فاطمه_صابری_نیا

Share 3 470
sabke_iranii'in Resmi: آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن ... بی نهایت لبخند می زنن ...
این لبخند شاید تو نگاه اول حس گذشت ب

آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن ... بی نهایت لبخند می زنن ... این لبخند شاید تو نگاه اول حس گذشت بده ... اینکه «هر زخمی زدی ، هر‌ چیزی که گفتی فدای سرت ... من فراموش می کنم »... ولی آدم های صبور هیچوقت هیچ چیزی رو فراموش نمی کنن ... زخمارو می شمارن ... حرفارو مرور می کنن و همچنان لبخند می زنن ‌... یه روز که صبوری دیگه جواب نداد ، با همون لبخند تو یه چشم بهم زدن برای همیشه فراموشت می کنن ... انگار که هیچوقت تو زندگیشون نبودی ... آدم های صبور تا یه جایی میگن فدای سرت... #حسین_حائریان

Share 28 925
sabke_iranii'in Resmi: متنفر میشوم از تمامِ دوستانِ پدرم
که در کودکی عروسشان بودم و پدر تو جزئشان نبود
از دوستان مادرم هم

متنفر میشوم از تمامِ دوستانِ پدرم که در کودکی عروسشان بودم و پدر تو جزئشان نبود از دوستان مادرم هم آشنایان فامیلها بیزارم از تمامِ نسبت هایی‌ که با همه دارم و با تو نه! از تمامِ مهمان هایی که می‌ایند و خانواده تو نیستند کاش از این بی نسبتی به نزدیک ترینِ نسبت ها برسیم من عروسِ قشنگتان شوم و تو دردانه دامادِ مادرم. #دنیا_کاف

Share 28 594
sabke_iranii'in Resmi: 🍁
برسد به دست دلبر:

سلام
دلبر خوبین؟ 
امیدوارم تویِ  این هوایِ بی مروت سرما به قد و بالاتون نزده

🍁 برسد به دست دلبر: سلام دلبر خوبین؟ امیدوارم تویِ این هوایِ بی مروت سرما به قد و بالاتون نزده باشه و سایه تون سالم بالا سرم بمونه. راستی راجبِ آن خواستگارِ هم خيالتون راحت باشه. مرضیه تعریف میکرد وقتی شنیدین رگ گردنتون بالا اومده و سرخ شدین. حیف که نبودم و تصدق چشم هایِ قرمزتون برم. ولی از همینجا، پشت همین قلم و کاغذ میبوسمشان. وای، اگر خانم جون این نامه رو بخونه گیسامو از ته میبره و میگه دختره یِ بی حیا! ولی دلبر، قسم به چشم هاتون بی حیا نشدم فقط همان دلی که براتون میمیره این روزها خیلی دلتنگ وجودتونه. هِی اون چارقد بنفشه و عطري که از مشهد برام سوغاتی آوردين رو بغل میکنم تا رویِ دلتنگی رو کم کنم، ولی نمیشه. پس کی سربازیتون تموم میشه که آقاتون بیاد با آقام حرف بزنه؟ بی حیا نشدم ولی چند روز پیش با مرضیه یواشکی رفتیم مزون زیبا خانم لباس عروس نگاه کردیم. این روزها هم به خانم جون سپردم قرمه سبزی، فسنجون و دیزی یادم بده که دوست دارین. که براتون درست کنم و وقتی از سر کار اومدین سفره بندازم براتون، مشت و مالتون بدم و پیشتون از شیطونی بچه ها گلگی کنم. بی حیا نشدم ولی دلتنگی مثل سرمایِ این روزها رسیده به مغز استخوان. مواظب قدوبالاتون باشید. خداحافظ از طرف دلدار شما. #محیا_زند . پست قبلی رو حتما بخونین !!

Share 0 507
Daha Fazla

Recent Medias Analytics

11.2KTotal Likes

171Comments

471Sharings

Normal Best Filter

0 Mentions

23w Last Post

0 Hashtags

0 Check in